راهنمايي تحليل محتواي كتب درسي
انتخاب محتوا و سازماندهی محتوا
فهرست مطالب :
-برنامه ریزی درسی چیست؟ - تعاریفی از برنامه ریزی درسی
جایگاه انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی
محتوا چیست و قبل از انتخاب آن چه باید کرد؟ - چگونه محتوا را انتخاب کنیم؟
معیار های انتخاب محتوا کدامند؟ - از نظر هیلدا تابا - از نظر سیلور ، الکساندر و لوئیس - از نظر آیزنر - ازنظر لوئی
اصول حاکم بر انتخاب و ارائه محتوا:
1. رابطه محتوا و هدف 2 . رابطه محتوا و رغبت
3. رابطه محتوا وتوان مخاطب 4 . رابطه محتوا وزمان 5 . رابطه محتوا وسودمندی
چند نمونه از معیار های انتخاب محتوا
مروری بر انتخاب محتوا - سازماندهی محتوا چیست؟ - معیار های سازماندهی محتوا کدام است؟
1. توالی 2 . تداوم 3 . وسعت 4 . تعادل 5 .ارتباط عمودی و افقی
ارتباط افقی و عمودی چیست؟
برنامه ريزي درسي چيست ؟
تعاريفي از برنامه درسي :
عليرغم روشن بودن معني و مفهوم برنامه درسي ، ما شاهد دو رشته تعريف و تبيين از اين دانش هستيم ، دسته اول برداشت تك بعدي از اين رشته است و شامل موارد زير مي باشد :
- برنامه درسي به عنوان مجموعه اي از دروس يا برنامه اي براي مطالعه .
- برنامه درسي به عنوان فهرست رئوس مطالب درسي .
- برنامه درسي به عنوان محتواي يك درس يا مجموعه اي از دروس .
- برنامه درسي به عنوان برنامه زماني معين براي تدريس و يادگيري دروس .
- برنامه درسي به عنوان مجموعه اي از اهداف و مقاصد .
- برنامه درسي به عنوان مجموعه اي از تجارب و فعاليتهاي يادگيري .
همان گونه كه از تعاريف فوق برمي آيد ، اين عبارات نشان دهنده برداشتي محدود و تك بعدي از برنامه درسي است . و تنها به بخشي يا جزئي از فعاليتهاي مربوطه اشاره مي كند .
دسته دوم اشاره به تعاريفي است كه صاحبنظران اين علم در اثار خود مطرح نمودند كه عبارتند از :
· برخورد يادگيرنده با جنبه هاي متنوع محيط كه تحت هدايت و راهنماي مدرسه طرح ريزي شده است . (نظر ماكنزي)
· محتوا و جريان رسمي و غير رسمي كه از طريق آن يادگيرنده تحت نظارت مدرسه معلومات و شيوه فهميدن را كسب مي كنند، مهارتها را فرا مي گيرند ، نگرش ها و ارزش گذاري و ارزش ها را تغيير مي دهند . (نظر دال)
فرصت هاي انتخاب شده براي يادگيري يا طرح مجموعه اي از فرصت هاي يادگيري جهت افرادي كه بايد تحت تربيت قرار گيرند .(سيلور و همكاران ))
بنابراين تعاريف فوق نشان مي دهند كه برنامه درسي در پي آنست شرايط ، موقعيت و وسايل مورد احتياج را در حيطه تعليم و تربيت براي فراگيران با شرايط فعلي و نيازهاي مشخص آنان فراهم سازد و زمينه تربيت و رشد همه جانبه آنان مهيا گردد. به عبارتي طرح برنامه درسي در يك نگاه متفاوت ، هسته مركزي ((تربيت)) را شكل مي دهد و موثرترين وسيله جهت هدايت رشد همه جانبه افراد و تغيير در نگرش ها و رفتارها است .
براي رسيدن به اين مقصود برنامه ريزي درسي وظايفي بر عهده دارد و فعاليتهايي انجام مي دهد . يعني اقداماتي صورت مي گيرد تا بر ميزان دانش ومعلومات شاگرد تاثير بگذارد در نتيجه بر گستردگي نسبي و عمق (درك) آن تاثير مي گذارد . در نتيجه اين تغيير زير بنايي ، نوع نيازها و علائق ، احساسات ، ديدگاهها و نوع برداشت (نگرش ) تحول و دگرگوني لازم پيدا مي كنند و زمينه تغيير در رفتارهاي عيني (فردي و سازماني) ايجاد مي گردد . عمده تريت فعاليتها برنامه ريزي درسي به سرفصل هاي زير مربوط مي شود ؛ كه روي هم رفته مانند فرشي بر كف و سطح ساختمان تربيت گسترانده مي شود تا زمينه ((رشد)) فرد را در ابعاد شناختي ، عاطفي ، اجتماعي و جسمي فراهم سازد ، به عبارت ديگر موقعيتي مناسب براي تغيير در طرز تفكر ، تغيير نگرش به زندگي و شيوه برخورد مسائل و يادگيري در جوانب گوناگون فراهم مي گردد.[2]
جايگاه انتخاب محتوا و سازمان دهي آن در فرايند برنامه ريزي درسي :
در مورد تعداد عناصر تشكيل دهنده برنامه ، ميان برنامه ريزان درسي اتفاق نظر وجود ندارد . بعضي آن را به چهار عنصر اساسي (هدف، محتوا، روش و ارزش يابي )محدود مي كنند و برخي ديگر مانند فراسيس كلاين آن را تا 9 عنصر توسعه مي دهند .
9عنصر مورد نظر كلاين عبارتند از : اهداف ، مواد آموزشي ، فعاليتهاي يادگيري ، راهبردهاي ياددهي– يادگيري ، ارزشيابي ، گروه بندي ، زمان و فضا .
در فرايند برنامه ريزي درسي اين عناصر به صورت يك سيستم و در ارتباط متقابل با هم در نظر گرفته مي شوند در فرايند برنامه ريزي درسي پس از نياز سنجي و تعيين اهداف، موضوع انتخاب محتوا مطرح مي شود و پس از آن سازمان دهي محتوا قرار مي گيرد . در نمودار زير جايگاه اين دو عنصر را در مي يابيد .
محتوا چيست و قبل از انتخاب آن چه بايد كرد ؟
منظور از محتوا عبارت از دانش سازمان يافته و اندوخته شده ، اصطلاحات ، اطلاعات ، واقعيات ، قوانين و اصول ، روش ها ، مفاهيم ، تعميم ها ، پديده ها و مسائل مربوط به يك ماده علمي است . محتوا چيزي است كه قرار است آموزش داده شود . محتوا شامل كليه مطالب ، مفاهيم و اطلاعات مربوط به يك درس مورد نظر است خواه به عنوان بخشي از متن يك كتاب باشد ، خواه توضيحات ، حواشي و ساير اجزاي جانبي آن درس . برخي از برنامه ريزان هستند كه حيطه شناختي را در برنامه هاي درسي اولي تر به حساب مي آورند . از منظر اين گروه محتوا خلاصه اي از حقايق ، مفاهيم ، تعميم ها ، اصول و نظريه هاي مشابه دانش در رشته مورد نظر است . قبل از انتخاب محتوا ضروري است رويكرد مورد نظر را معين نمايند .
چه نيازي به انتخاب محتوا داريم ؟ در عصر انفجار دانش يكي از مشكلات يافتن محتوايي است كه بيشترين شرايط معيارهاي انتخاب محتوا را شامل شود .
محتواي برنامه درسي از زمان پيدايش آموزش هاي رسمي در كشور ما مدام از روش هاي به كار برده شده در طراحي برنامه درسي متاثر شده است . تا قبل از انقلاب اسلامي محتواي برنامه درسي براي انتقال معرفت گرد آوري شده انساني به جوانان در حول رشته هاي علمي سازمان دهي مي شد . در اين ديدگاه ، دانش ها و مهارتهاي مورد نياز بزرگسالان محتواي شرع برنامه هاي درسي را تشكيل مي داد . فرض بر اين بود كه سازمان دهي برنامه درسي حول رشته هاي علمي بهتر مي تواند به نيازهاي دوره بزرگسالي پاسخ دهد .
چگونه محتوا را انتخاب كنيم ؟
توجه به نيازها و تواناييهاي فراگيران در مراحل مختلف رشد و رعايت نيازها و الزامات اجتماعي در تدوين اهداف و گزينش محتوا ، كمتر از حد مطلوب مورد توجه قرار گرفته است . با اين لحاظ برنامه درسي از توان لازم برخوردار نيست .
امروزه مدارس بايد بر اساس نياز سنجي ها ، خود را با نيازها ، علايق و قابليتهاي فراگيران ، تحولات رشد در مخاطبين هماهنگ نمايند و اين نيازها را به طور عام مورد شناسايي قرار دهند . تحولات اجتماعي در محتواي برنامه درسي تاثير وسيعي داشته است . برخي از نقش ها امروزه از خانواده گرفته شده است و به مدارس واگذار شده است هم اكنون از مدارس خواسته مي شود تا مسئووليتهاي بيشتري را در آموزش بر عهده گيرند. از جمله عواملي كه محتواي برنامه درسي را امروزه تحت تاثير قرار داده است مساله انفجار علوم است . انفجار دانش بشري برنامه درسي را به شكل هاي مختلف تحت تاثير قرار داده است براي مثال سازمان دهي دانش رويكردهاي برنامه درسي ، روش هاي ياددهي – يادگيري و شيوه ارزشيابي دچار تحول شده است .
محتواي برنامه درسي ممكن است كه بر مبناي ميراث كهن و تحولات علمي در حال حاضر و نيازهاي آينده انتخاب شود . بدين لحاظ برنامه درسي به لحاظ زماني ممكن است كه خصلتي گذشته گرا ، محافظه كار و پيشرو پيدا كند و هر يك از اين رويكردها ، محاسن و معايب خاص خود را دارد .
پيدايش ديدگاههاي مختلف در فلسفه هاي برنامه درسي ، نظريات برنامه درسي و يا روانشناسي يادگيري موجب شده است كه محتواي برنامه درسي در مدارس تحولاتي را شاهد باشند . اين سوال مطرح مي شود كه با توجه به فلسفه اعتقادي ما بايد از كداميك از فلسفه هاي برنامه درسي و نظريات برنامه درسي سود جست ؟ و رويكرد مناسب براي هر موضوع درسي كدام است ؟
توسعه فناوري ، منابع را تنوع بخشيده است . پيدايش انواع رسانه ها نه تنها جريان يادگيري را تسهيل كرده است و يادگيرنده را از انحصار كتاب درسي خارج نموده است بلكه سرعت يادگيري نيز افزايش پيدا كرده است . رايانه ها امروزه با كاربري هاي متفاوت در فرايند تدريس مطرح شده اند . برنامه درسي در نهايت براي آماده كردن افراد به زندگي ، رشد همه جانبه شخصيت فراگيران ، تربيت انسان مطلوب ، افزايش كارايي اجتماعي و اقتصادي مطرح مي شود . مدارس تا چه اندازه به اين اهداف دست يافته اند و بالاخره برنامه درسي اعم از آشكار و پنهان تا چه اندازه به ايجاد روحيه شاد و اميد بخش در مخاطبين منجر شده است ؟
مباحث فوق حاكي از آن است كه برنامه درسي از بعد طرح ريزي ، توليد محتوا و فرايند اجرايي بايد مورد بررسي قرار گيرد و سپس با گرفتن بازخورد از بخش اجرا اصلاحات لازم در محتواي برنامه درسي به عمل آيد . [1]
در نظام هاي آموزشي متمركز نظير ايران معمولا محتوا در قالب كتب درسي ارائه مي شود و كتاب محور آموزش و يادگيري است و به همين اعتبار فقدان آن موجب سرگرداني مربي و فراگير مي شود بويژه كه ارزشيابي از ميزان يادگيري در چنين شرايطي اغلب موكول به محتواي كتاب است و شايد بي دليل نباشد كه چنين نظام هاي آموزشي را كتاب محور مي نامند و نقطه مقابل آن را برنامه محور تلقي مي كنند . اين بحث بخصوص در دوره هاي آموزشي عمومي بيشتر مصداق دارد . در دوره هاي تخصصي نظير آموزش عالي وضعيت متفاوت است و يا متفاوت باشد در اين دوره اخير ، لزوم استفاده از كتاب ها و منابع متعدد آموزشي بيشتر از دوره هاي آموزش عمومي است و عمدتا در اين دوره دانشجو با استفاده از منابع قابل دسترس ، به توليد مطالبي جديد بر اساس يافته هاي خود اقدام مي نمايد.
اما لازم است در توليد و انتخاب اين محتواها نيز اصول و قواعدي را برشماريم . در زبان برنامه ريزي اين قواعد را تحت عنوان (( معيارهاي انتخاب محتوا )) مي شناسيم .
[1]- كليات طرح سامان دهي محتواب برنامه هاي درسي و فناوري آموزشي
معيارهاي انتخاب محتوا كدامند ؟
شايد اگر اغراق نباشد يكي از سخت ترين بخش هاي اقدامات يك برنامه ريزي درسي ، انتخاب محتوا باشد به خصوص در روزگاري كه از آن به عنوان عصر انفجار دانش ياد مي كنند . برخي از متخصصان برنامه ريزي آموزشي ملاكها و معيارهايي را براي انتخاب محتوا ارائه نموده اند كه نگاهي اجمالي به آنها خواهيم داشت :
از نظر هيلدا تابا : اعتبار و اهميت ، سازگاري با واقعيات اجتماعي ، تعادل در وسعت و عمق ، تدارك ديدن براي طيف وسيعي از هدفها ، داشتن قابليت يادگيري ، داشتن قابليت انطباق با تجربيان قبلي يادگيرنده و تناسب با نيازها و علائق مخاطبين از جمله معيارهاي انتخاب محتوا توسط اين صاحب نظر است .
از نظر سيلور، الكساندرو لوئيس : از نظر اين گروه از صاحبنظران ، محتوا بايد داراي اين ويژگي ها باشد: معرفي انديشه هاي يك رشته علمي ، بوجود آورنده دركي روشن از ساختار بنيادي رشته علمي تفهيم كننده روش هاي بررسي با استفاده از مثال و مسئله ، جهان شمول بودن مفاهيم و اصول انتخاب شده ، برقرار كننده تعادل ميان سهل و مشكل ، فراهم كننده فرصت تقويت تخيل فراگير در ارتباط با هدف هاي عيني و داراي اعتبار و روائي كافي .
از نظرآيزنر : ارتباط با هدف ، معني دار بودن محتوا براي مخاطب ، تناسب با تجارب قبلي مخاطب ، داشتن جذابيت ، عملي بودن ، تناسب با جنسيت ، داشتن اهميت و متناسب بودن با سطح رشد مخاطب از جمله ملاك هايي براي انتخاب محتواست .
از نظر لوئي : الف لوئي برنامه ريز معروف ، ارتباط با ساختار رشته درسي ، قائل بودن به مفاهيم اساسي و كليدي ، پايه بودن براي آموزش هاي بعدي ، ارتباط با مسائل روز و مرتبط بودن با مواريث فرهنگي را معيارهاي انتخاب محتوا مي داند .
محتواي كتاب درسي در واقع بخشي از جلوه عيني برنامه درسي است و شامل دانش ها ، مهارتها ، نگرش ها و ارزش هايي است كه مي بايست ياد گرفته شود . بناب اهميت موضوع در انتخاب محتواي كتابهاي درسي اصول و معيارهايي را مورد توجه قرار مي دهند .
صاحبنظران تعليم و تربيت در مورد نحوه انتخاب و ارائه محتوا در برنامه ريزي درسي برخي اصول اساسي را مطرح مي كنند كه عبارتند از :
1- رابطه محتوا و هدف :
محتوا بايد با هدفهاي درسي و نظام آموزشي مرتبط باشد . براي دستيابي به هر هدف تربيتي فعاليتهاي يادگيري بايد چنان انتخاب شوند كه به دانش آموز فرصت لازم براي انجام رفتار مورد نظر داده شود . مثلا براي ايجاد و توسعه علاقه به كتاب ، فعاليت يادگيري بايد مجموعه فرصت هايي را براي مطالعه كتابها توسط دانش آموزان فراهم سازد .
2- رابطه محتوا و رغبت :
محتوا بايد با تجارب گذشته يادگيرنده و يانيازها و علائق او تناسب داشته باشد . فعاليتهاي يادگيري بايد چنان تعيين شوند كه دانش آموز از انجام رفتار ، رضايت خاطر به دست آورد و فعاليتها مورد علاقه او باشد . تصاوير ، عكس ها ، نقشه ها ، جداول و نمودارها بايد برانگيزاننده باشند طرح سوالات مناسب در متن درسي ، درج تصاوير و جداول متناسب با روحيه دانش آموزان راههايي براي جلب توجه و علاقه و مشاهده بهتر مي باشد.
3- رابطه محتوا و توان دانش آموزان :
محتوا بايد با سطح رشد يادگيرنده با توجه به يافته هاي روانشناسي رشد تناسب داشته باشد . فرصت هاي يادگيري ، شامل رفتارهايي است كه يادگيرنده قادر به انجام آن باشد . اگر در گام هاي مختلف برنامه ريزي درسي مانند تعيين اهداف ، انتخاب و سازمان دهي محتوا ، تعيين روش هاي ياددهي – يادگيري به ويژگي هاي دانش آموزان توجه شده باشد ، ملاك توجه به توان دانش آموزان ، خود به خود رعايت مي شود .
4- رابطه محتوا و زمان :
محتوا بايد با سرعت و زمان اختصاص يافته سيستم آموزشي هماهنگ شود . تعداد مفاهيم ، اصول ، تعميم ها و نظريه ها در يك واحد يادگيري يا يك كتاب درسي بايد با زماني كه صرف خواندن و فهميدن آن مي شود متناسب باشد ، در واقع زمان مورد نياز براي خواندن و فهميدن متن به تعداد مفاهيم بستگي دارد نه به تعداد كلمه ها و حجم كلي كتاب درسي .
عواملي نظير تراكم در ارائه نظريات ، نسبت اطلاعات مهم به اطلاعات بي اهميت در واحد متن و چگونگي تبيين آن در كاهش يا افزايش زمان مورد نياز براي خواندن تاثیر دارد .
5- رابطه محتوا و سودمندي :
محتواي كتاب درسي بايد با زندگي روزمره مسائل و مصاديق آن مرتبط باشد به گونه اي كه براي دانش آموز سودمند باشد .
6- رابطه محتوا و ارتباط عمودي :
دست يابي به اهداف معمولا زمان زيادي را مي طلبد . بنابراين فرصت هاي يادگيري مي بايست به طور متوالي به گونه اي تهيه شوند كه مطالب يادگرفته شده در طي سالهاي مختلف يكديگر را پشتيباني و تقويت كنند . از سوي ديگر توزيع و تقسيم بندي فعاليت هاي يادگيري در پايه هاي مختلف به گونه اي باشد كه موجب سنگيني مطالب در يك پايه نشود .
7- رابطه محتوا و ارتباط افقي :
محتواي كتاب درسي بايد با محتواي ساير كتابهاي درسي هم پايه هماهنگ باشد و مورد پشتيباني قرار گيرد . در اين حالت ممكن است بعضي از مفاهيم ، مهارتها و ارزش ها در كتاب هاي درسي يك پايه تحصيلي از ابعاد و جنبه هاي مختلف مورد بررسي قرار گيرد . از آنجايي كه همه دروس به طور همزمان به دانش آموزان داده مي شود بايد بين آنها ارتباط و هماهنگي لازم وجود داشته باشد اين ارتباط موجب مي شود جنبه هاي گوناگون يادگيري همديگر را تقويت كنند و در مخاطبين ((انديشه نظام دار)) بوجود آورند . براي برقراري ارتباط افقي مواد درسي مي توان از شيوه هاي گوناگون استفاده كرد .
مروري بر معيارهاي انتخاب محتوا :
حال كه با نمونه اي از معيارهاي استفاده شده در برنامه هاي درسي آشنا شديد بر اين معيارها مروري مي كنيم.
1- محتوا بايد دقيقا با توجه به هدفهاي برنامه گزينش شود .
2- محتوا و فعاليتهاي يادگيري بايد با توجه به نظريه آموزشي و يادگيري و رويكردي كه قبلا در مورد آن توافق شده است انتخاب شود .
3- محتوا و فعاليتهاي يادگيري برنامه بايد با هدف هاي دوره تحصيلي هماهنگ باشد و در جهت تحقق آن ها عمل نمایند.
4- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد با زمان پيش بيني شده براي اجراي برنامه هم خواني داشته باشد .
5- محتواي برنامه بايد از اهميت و اعتبار علمي لازم برخوردار باشد .
6- محتوا و تجربيات يادگيري برنامه بايد با تجارب و آموخته هاي قبلي دانش آموزان هماهنگ باشد
7- محتوا و تجربيات يادگيري پيش بيني شده بايد با ويژگي ها ، ذوقيات و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد .
8- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري بايد زمينه هاي يادگيري هاي بعدي را براي دانش آموزان فراهم كند .
9- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري انتخاب شده بايد با ساختار رشته هاي علمي مربوطه هماهنگ باشد .
10- محتوا و تجربيات ياددهي – يادگيري برنامه بايد با تجارب روزمره فراگيران هماهنگ باشد .
11- محتوا و تجربيات يادگيري برنامه بايد با ارزش هاي جامعه هم خواني داشته باشد .
12- محتوا و فعاليت هاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد با توجه به حوزه امكانات و محدوديتهاي مدارس از انعطاف لازم برخوردار باشد .
13- محتوا و فعاليت هاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد فرصت لازم براي فعال ساختن (به كارگيري دست ، حواس ، عواطف و قوه تفكر ) فراگيران را فراهم سازد .
14- محتوا و فعاليت هاي ياددهي – يادگيري برنامه بايدزمينه ي رشد و توسعه ي توانايي ها و مهارتهاي يادگيري مادام العمر را در دانش آموزان بوجود آورد .
15- محتوا و فعاليت هاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد با نيازهاي فعلي و آتي جامعه هم خواني داشته باشد .
16- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد زمينه يلازم براي تربيت مهارتهاي شهروندي را در فراگيران ايجاد نمايد .
17- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد زمينه لازم جهت فعاليتهاي چندگانه ي يادگيري را در دانش آموزان فراهم نمايد .
18- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد زمينه هاي لازم براي فعاليتهاي جمعي و يادگيري مشاركتي را در دانش آموزان ايجاد نمايد .
19- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد زمينه هاي لازم براي ايجاد تفاهم به منظور حل مسائل جهاني و بين المللي (مانند : آلودگي محيط زيست ، بحران ارزش ها ، بحران انرژي و ... ) را در فراگيران فراهم نمايد .
20- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد به گونه اي انتخاب شود كه زمينه شكوفايي و رشد استعدادها و توانايي هاي بالقوه فراگيران را تقويت نمايد .
21- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد بتواند توانايي ها و علايق دانش آموزان را براي ادامه ي تحصيل و انتخاب شغل و حرفه مناسب در آينده تقويت نمايد .
22- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد زمينه ي تحقق هدف هاي دوره ي تحصيلي را فراهم آورد .
23- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد از نظم منطقي برخوردار باشد .
24- محتوا و فعاليتهاي ياددهي – يادگيري برنامه بايد با توجه به انواع روش ها و راهبردهاي ياددهي – يادگيري طراحي و سازمان دهي شود .
سازماندهي محتوا چيست ؟
سازمان دهي محتوا شايد مهم ترين مرحله ي برنامه ريزي درسي را تشكيل دهد . در اين مرحله گروه برنامه ريزي درسي با توجه به تصميماتي كه در بخش طراحي برنامه درسي اتخاذ نموده است به توليد و شكل دهي محتوا و سازمان دهي آن با توجه به فعاليتهاي ياددهي – يادگيري مورد نظر مي پردازد .
علاوه بر ضرورت توجه به انتخاب محتوا ، لازم است سازمان دهي آن نيز به صورت مناسب انجام شود. ممكن است يك محتواي خوب بدون سازمان دهي مناسب ، در يادگيري موثر نباشد . سازمان دهي محتوا يعني ترتيب ارائه محتواي آموزشي بر پايه ملاك هاي مشخص .
معيارهاي سازمان دهي محتوا كدام است ؟
1- توالي : كدام محتواي يادگيري بايد در پي كدام مطلب بعدي قرار گيرد ؟ براي پاسخ به اين سوال بايد اصول توالي محتوا را بشناسيم . توالي در سازمان دهي محتوا داراي 5 اصل است كه عبارتند از :
الف: از ساده به مشكل باشد . ب: از كل به جزء باشد . ج: داراي ترتيب زماني باشد .
د: از معلوم به مجهول حركت كند ه: آموزش همراه با عمل باشد .
2- تداوم : انتقال يك نوع از تجارب آموزشي طي يك دوره زماني معين
3- وسعت : برنامه درسي داراي گستردگي لازم باشد .
4- تعادل : بين محتوا و توان يادگيرنده
5- ارتباط عمودي و افقي: (در يك درس ، در يك كتاب ، در يك برنامه ، در يك دوره تحصيلي ، در يك نظام آموزشي )
ارتباط عمودی و افقی چیست؟
در بحث انتخاب محتوا نیز با این دو اصطلاح مواجه شدیم . اما باید توجه داشت که علیرغم ارتباط و اشتراک برخی از موضوعات ، در برنامه ریزی درسی این دو با یکدیگر تفاوت دارند. در انتخاب محتوا می بایست بین مطالبی که قرار است انتخاب شوند ارتباط طولی و عرضی وجو داشته باشد در حالی که در سازماندهی مجتوا می بایست این دو نوع ارتباط بوجود آید.
در انتخاب محتوا از بین مطالب علمی موجود آنهایی که دارای خصیصه ارتباط طولی هستند در اولویت قرار می گیرندو یا محتوای مورد نظر در یک سطح معینی امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را دارند و به مثابه قطعات یک پازل خواهند بود . در سازماندهی محتوا ، آنچه که بر گزیده شده است از یک سو در طول زمان در اختیار برنامه آرایش می شود و از سوی دیگر پیوند ها و نقاط اتصال خود را در یک مقطع زمانی معین تحصیلی ( کلاس ، دوره تحصیلی، نظام آموزشی ) نمایان می سازد.
در مورد ارتباط افقي بايد به اين نكته اشاره كرد كه همه دروس به طور همزمان به دانش آموزان داده مي شود بايد بين آنها ارتباط و هماهنگي لازم وجود داشته باشد و اين ارتباط موجب مي شود جنبه هاي گوناگون يادگيري همديگر را تقويت كنند و در مخاطبين (( انديشه نظام دار)) بوجود آورند . براي برقراري ارتباط افقي مواد درسي مي توان از شيوه هاي گوناگون استفاده كرد كه چند نمونه آن بدين شرح است :
1- سازمان دهي بر اساس رشته هاي علمي : رايج ترین شیوه سازمان دهي ، شيوه مبتني بر رشته هاي علمي است . در اين سازمان دهي مفاهيم و اصول مطابق آنچه دانشمندان رشته هاي مختلف با تخصص ها ي متفاوت به دست داده اند تنظيم مي شود . مبلغان اين شيوه تصور مي كنند آنچه در عرصه علوم رخ داده و رشته هاي علمي به صورت مجزا از هم سازمان يافته است در برنامه هاي درسي مدارس نيز مي توان بر همين نحوه عمل كرد . بر اين اساس عناوين هر يك از رشته هاي علمي به صورت عناوين مواد درسي در جدول دروس مشخص مي شود .
2- شيوه موازي سازي رشته ها : در اين شيوه چند رشته با هم هماهنگ و مرتبط مي شود . آنچه در يك رشته يادداده مي شود با یادگيري رشته هاي ديگر تقويت مي گردد. براي مثال محتواي علوم طبيعي با رياضيات ارتباط مي يابد . دانش آموز راه حل مسائل را كه در درس علوم تجربي پيش مي ايد در درس رياضيات ياد مي گيرد يا ممكن است تاريخ ايران با ادبيات ايران به صورت هماهنگ سازمان دهي شود .
3- شيوه سازمان دهي چند رشته اي : مهم ترين ويژگي اين شيوه ، بررسي يك موضوع از جنبه هاي مختلف است . موضوع يا موضوعاتي كه از نظر اجتماعي اهميت دارد و بايد از طريق مشاركت افراد جامعه حل و فصل شود در مواد درسي مختلف طرح شود . در نتيجه فراگير شناخت همه جانبه و كلي بدست مي آورد . در اين شيوه معلمان به دليل اشتراك مطالب دروس راحت تر مي توانند با يكديگر ارتباط داشته باشند اين شيوه براي سنين پايين بيشتر مناسب است .
4- شيوه سازمان دهي بين رشته اي : در شيوه سازمان دهي قبلي رشته هاي علمي هويت خود را حفظ مي كنند ، ولي با يكديگر مرتبط مي شوند . در سازمان دهي بين رشته اي استقلال رشته ها از بين مي رود و براي مطالعه يك موضوع با يك مسئله روش هاي مطالعه هر كدام از روش هاي علمي به كار گرفته مي شود . اين شيوه يك نظم جامع در افراد پرورش مي دهد و فكر شاگردان را بر مي انگيزد . در اين نوع سازمان دهي به راحتي مي توان رشته هاي بر محور موضوعات و مسائلي كه از زندگي جاري افراد گرفته مي شوند سازمان داد . اين شيوه را در مورد رشته هاي اساسي كه بر هويت شخصي و ملي فراگيران تاثير مي گذارد نمي توان به كار گرفت زيرا سبب تضعيف بنيان هاي اساسي آموزش هاي ضروري خواهد شد .
چرا محتوا را تحليل كنيم ؟
پاسخ اين سوال در يك جمله مي تواند چنين باشد : يافتن نسبت بين اهداف و محتوا به منظور بهبود محتواي موجود ، علت اصلي تحليل محتوا خواهد بود اما موضوع به همين جا ختم نمي شود چنانچه در تعاريف مختلف از محتوا نيز مشاهده شد . محتوا داراي عناصر متعدد و پيچيده اي است ضمن آنكه جنبه هاي مختلفي را نيز در بر دارد . از اين رو يكي از دلايل تحليل محتوا تشخيص اين عناصر و آن جنبه هاست . مسلما در صورتي كه اجزاي مختلف محتوا شناخته شده و دسته بندي گردد درك آن ساده تر و انتقال آن مقدورتر خواهد بود .
مواردي از تحليل محتوا :
1) تحليل محتوا به منظور مشخص ساختن انواع مفاهيم و مطالب به كار رفته
2) تحليل محتوا به منظور تعيين اهداف آموزشي (عكس حالت اول )
3) تحليل محتوا به منظور بررسي معيارهاي انتخاب محتوا
4) تحليل محتوا به منظور تعيين نقاط ضعف و اصلاح برنامه
5) تحليل محتوا به منظور بررسي ميزان درگير شدن يادگيرنده با محتواي كتاب
تحليل محتوا چيست ؟
فن پژوهشي عيني ، اصولي و احتمالا كمي در محتوا به منظور تفسير آن را تحليل محتوا مي گويند . تفكربنيادي تحليل محتوا عبارتست از قرار دادن اجزاي يك متن (كلمات ، جملات، پاراگراف ها و امثالهم بر حسب واحد هايي كه انتخاب مي شوند ) در مقولاتي كه از پيش تعيين شده اند البته تحليل محتوا تنها محدود به متن و نوشته نمي شود ، بلكه مي تواند شامل ساير مطالب از جمله تصاوير ، نقشه ها و نقاشي هاو نمودارها نيز مي باشد .
تحليل محتوا از نظر برناردو برلسون : وي معتقد است كه تحليل محتوا يك شيوه تحقيق براي توصيف عيني منظم و كمي محتواي آشكار ارتباطات است .
تحليل محتوا از نظر باركوز : وي معتقد است كه تحليل محتوا عبارتست از تحليل علمي ، جامع ، دقيق و منظم پيام هاي ارتباطي است .
انواع روش هاي تحليل محتوا :
در يك دسته بندي اجمالي محتوا را مي توان به يكي از روش ذيل تحليل نمود :
1) تحليل محتواي توصيفي 2) تحليل محتواي استنباطي 3- روش تحليل محتواي ويليام رومي
1- تحليل محتواي توصيفي :
با افزايش جرايد و روزنامه ها از قرن نوزدهم نياز به تحليل متن آنها به منظور تعيين اولويت ها و جابه جايي محتواي آنها آشكار گرديد . تحليل محتواي توصيفي روش تحليلي بعد از وقوع است . يعني توصيف كمي محتواي بارز يك متن . اين روش قديمي ترين روش تحليل محتواست . در گام اول يك تحليل توصيفي تحليل متن است از اين رو مي توان متن را به اجزايي تقسيم بندي نمود و تحليل را در مورد هر جز به طور جداگانه انجام داد.
2- تحليل محتواي استنباطي :
با در نظر گرفتن فرض مقدماتي اين روش كه بين برخي مشخصه هاي بارز داخل متن و مشخصه هاي بارز خارجي همبستگي وجود دارد و تحليل محتواي استنباطي اين بحث برداشتي از ادامه تحليل توصيفي است . استنباطي در اين مفهوم بدين معني است كه مشخصه هاي خاصي از يك متن با مشخصه هاي خاصي از مضمون يا وضعيت اجتماعي مرتبط هستند . اين روش صرفا توصيف محتواي متن را مد نظر ندارد بلكه هدف آن نتيجه گيري از محتواي يك متن در مورد جنبه هايي از واقعيت اجتماعي است بنابراين تحليل محتواي استنباطي
3- روش ويليام رومي در تحليل محتواي كتب درسي:
ويليام رومي يكي از صاحبنظران تعليم و تربيت كتاب خود را بنام (( تكنيكهاي پژوهشي در آموزش علوم )) را در سال 1986 ارائه كرد . روش او چنانكه خود او معتقد است ، يك روش تحليل كمي است . كه به توصيف عيني و منظم محتواي آشكار مطالب درسي و آزمايشگاهي مي پردازد . مراحل اصلي تحليل محتوا عبارتند از : تعيين هدف ، نمونه گيري ، رمز گذاري و مقوله بندي طبقه بندي مقوله ها، ارزيابي عيني طبقه ها .
درباره هدف روش تحليل محتواي ويليام رومي مي توان گفت كه هدف آن بررسي اين موضوع است كه آيا كتاب و يا محتواي مورد نظر ، دانش آموزان را به طور فعال با آموزش يادگيري درگير مي نمايد ؟ به عبارت ديگر هدف اين است كه بسنجيم آيا كتاب به شيوه فعالي ارائه و تدوين و تنظيم شده است يا خير ؟
درباره نمونه گيري نيز همانند ساير روش هاي ديگر پژوهش ، اگر جامعه آماري وسيع باشد مي توان دست به نمونه گيري زد و چنانچه جامعه آماري مورد نظر وسعت چنداني نداشته باشد ، مي توان از تمام جامعه به عنوان نمونه استفاده كرد .
در مرحله سوم محتوا كد گذاري و مقوله بندي مي شود كه ويليام رومي براي تحليل محتواي كتابهاي درسي ابتدا محتوا را به سه قسمت متن كتاب درسي ، تصاوير ، سوالات تقسيم مي كند و سپس براي هر قسمت مقوله هايي را تعريف مي كند .
درباره قسمت اول ، يعني متن كتاب درسي ، ده مقوله تعريف مي كند . در ارتباط با قسمت دوم يعني تصاوير چهارمقوله ، و در مورد قسمت سوم سوالات چهار مقوله كد گذاري مي شود . مهم ترين اصل در مقوله بندي اينست كه تحليل گر از يك سو بايستي متغيرهايي را كه با آن سر و كار دارد به وضوح تعريف نمايد و از سوي ديگر بايد شاخصهايي كه اطلاعات محتوا بر اساس آن در مقوله قرار قرار مي گيرند تعريف كند به عبارت ديگر مقوله ها بايستي منعكس كننده هدف پژوهش باشند .
درباره روش ويليام رومي مي توان اظهار داشت كه ين اصل تا حد زيادي مراعات شده است و مقوله ها منعكس كننده هدف پژوهش هستند براي اثبات آن مي توان مثالي از مقوله هاي آورده شده در روش وي را ذكر نمود:
در قسمت تصاوير: (( از فراگير خواسته شده كه با استفاده از مفروضات داده شده فعاليت يا آزمايشي را انجام دهد . )) ملاحظه مي شود كه در اين مقوله تحرك و فعاليت و انجام كار براي فراگير مطرح است اين مقوله را ويليام رومي جزء مقوله هاي فعال آورده است با دقت در اين مقوله مشخص مي شود كه با هدف پژوهش كه سنجش ارائه محتواي فعال است كاملا هماهنگي دارد . اين اصل درباره ساير مقوله ها مطرح است و مي توان آن را به ساير مقوله ها تعميم داد . در مرحله چهارم طبقه بندي مقوله ها ، ويليام رومي ، مقوله را به سه طبقه تقسيم مي نمايد، طبقه فعال ، طبقه غير فعال ، طبقه مقوله هاي خنثي .
در طبقات غير فعال دانش آموز مشغول فعاليتهاي علمي به معني واقعي نمي باشد و كتابهايي كه روي اين مقوله ها تاكيد نمايند كتابهاي غير پژوهشي خواهند بود ، از طرف ديگر در مقوله هاي فعال ، دانش آموز با فعاليت هاي علمي و بطور كلي با يادگيري و آموزش درگير است و چون مستلزم فعاليت فراگير است و يادگيري فعال را ارائه مي دهند به آنها مقوله هاي فعال گفته مي شود .
منابع فارسي
1- اميني، ع. (1375). ارزشيابي جامعه شناسي2 سال سوّم دبيرستان رشته علوم انسانی نظام جديد متوسطه بر اساس نظرات دبيران و دانش آموزان سال سوّم متوسطه شهر تهران سال تحصيلی75-74. رساله کارشناسي ارشد، تهران : دانشگاه تربيت معلم.
2- تايلر، ر.و. (1376). اصول اساسي برنامه ريزي درسي و آموزشي. ترجمه علي تقي پور ظهير، تهران : انتشارات آگاه.
3- تصديقي، م.ع. (1367). طرحي براي ارزيابي کتاب هاي درسي ادبيات فارسي دوره متوسطه. فصلنامه تعليم و تربيت، 4(1و2) صفحه های 106-94.
4- جوادی، م.ج. (1377). بررسی نظرات اوليای دانش آموزان، دانش آموزان و معلّمان دوره ابتدايي درباره کتاب های درسی اين دوره. فصلنامه تعليم وتربيت، 14 و 15(53 و 54) صفحه های 62-29.
5- خلاصه مقالات مجمع علمی جايگاه تربيت در آموزش و پرورش (1377). تهران: انتشارات تربيت.
6- رئيس دانا، فرخ لقا (1374). تحقيق و بررسی محتوای برنامه درسی رياضی دوره راهنمايي تحصيلی. فصلنامه تعليم وتربيت، 11(1و2) صفحه های 107-86.
7- سيلور، ج.گ. و الكساندر، و.م. و لوئيس آ.ج.. (1380). برنامه ريزي درسي براي تدريس و يادگيري بهتر. ترجمه غلامرضا خوئي نژاد، مشهد : انتشارات آستان قدس رضوي.
8- شريعتمداري، ع. (1372). چند مبحث اساسي در برنامه ريزي درسي. تهران: انتشارات سمت.
9- فتحی واجارگاه، کورش (1381). اصول برنامه ريزي درسي. تهران : انتشارات ايران زمين.
10- فرنوديان، فرج ا... (1368). عوامل مؤثر در تعيين حجم و محتوای کتاب های درسی تعليمات اجتماعی دوره راهنمايي تحصيلی، فصلنامه تعليم وتربيت، 5(4) صفحه های 142-123.
موفق و پیروز باشید. ( ساجدي فر) سرگروه مطالعات اجتماعي : سليمي افشار
ايجاد شده توسط سرگروه مطالعات اجتماعي سالهاي تحصيلي 92 و 93 و 94 و دبير علوم اجتماعي دبيرستان (دوره اول) نمونه دولتي شهيد معيني شاهيندژ ( آ . غ )